به طور کلی، طبقه بندی فعالیتی ذهنی و انتزاعی است،‌بدین معنی که ذهن انسان به طور طبیعی بین اشیای پیرامون خویش شباهت ها و تفاوت هایی را می بیند و آن ها را به نحوی بر اساس تشابهات و تفاوت هایی که دارند، با هم مرتبط یا از هم متمایز می سازد.آن هایی را که بعضی از جهات با هم مرتبط هستند و صفت یا صفات مشترک دارند، در یک دسته بندی قرار می دهد و به یک اسم و در قالب یک سری از صفات و مشترکات معین می نامد و به عبارت دیگر آنها را به نوعی طبقه بندی می کند و به این ترتیب در جهان پیرامون خویش نظم و نسق برقرار می سازد.

طبقه بندی مشاغل

بنابراین طبقه بندی عبارت است از دسته بندی کردن اشیاء مشابه و قرار دادن آنها در طبقات مربوطه، در این کار اشیایی که در یک یا چند صفت شبیه به هم هستند در یک طبقه گذاشته می شوند و اشیایی که در آن یک یا چند صفت تشابه ندارند، در طبقات دیگر قرار می گیرند.این خصوصیت یا صفت مبنای طبقه بندی را تشکیل می دهند.

طبقه بندی مشاغل با هدف جلوگیری از بهره کشی از کار دیگران ، استاندارد سازی مشاغل، استقرار مناسبات صحیح کارگاه با بازار کار در زمینه مزد و مشخص بودن شرح وظایف و دامنه مسئولیت مشاغل مختلف در کارگاه اجرا می شود.امکان بهره کشی از کار دیگری زمانی متحمل است که کارگر محدوده وظایف و مسئولیت های کار محول شده را نداند ، یا اصولا تعریفی از شغل وی صورت نگرفته باشد ، دیگر آنکه مزد پرداختی به وی کمتر از میزان استحقاق وی در تناسب با وظایف شغلی او بوده و معیاری برای سنجش مابه ازاء پولی وظایف شغلی در دست نباشد ، تا موازنه ای بین کار و ارزش پولی آن برقرار شود.

طبقه بندی مشاغل در پی آن است که با تدوین شناسنامه شغل ، که تعریف و شرح وظایف شغل و ارزش آن را در قالب گروه یا طبقه شغلی جزء مندرجات اصلی آن است ، نسبت به مشخص کردن دامنه وظایف و مسئولیت های شغلی اقدام نموده و با تنظیم جدول مزد و تعیین مزد شغل (مزد گروه) نسبت به ایجاد مناسبات صحیح مزدی کارگاه با بازار کار که همان تناسب منطقی پرداخت مزد است را محقق نماید.

اهمیت و جایگاه طبقه بندی مشاغل

اصولا سازماندهی صحیح که از پایه های اصلی مدیریت است به طبقه بندی مشاغل متکی است،ساخت عقلایی سازمان، منطقی بودن سلسله مراتب اختیارات، تعیین و تفویض اختیارات و مسئولیت ها، امکان اعمال کنترل چه مالی و چه سازمانی که لازمه اش در دست داشتن ضابطه و استانداردهای معین است همه و همه لزوم طبقه بندی مشاغل را ضروری می سازد.

به طور خلاصه می توان گفت که طبقه بندی مشاغل یکی از عوامل اصلی همبستگی نظام مدیریت نیروی انسانی است.

شاید بتوان برای تبیین بهتر جایگاه طبقه بندی مشاغل تفکیکی این چنین قائل شد:

آن بخش از سازماندهی که به تجزیه مأموریت و اهداف کلی سازمان می پردازد در واقع بیانگر طراحی سازمان می باشد و بخش دومی که مشتمل بر تعیین وظایف افراد و پست های سازمانی می گردد مربوط به تهیه ساختار است.

در این بخش به امر طبقه بندی مشاغل در سازمان به عنوان یکی از فنون سازماندهی به منظور استخدام و ساختاردهی پرداخت، توجه می گردد.

صاحبنظران معتقدند ایجاد پست یا شغل بخشی از فرآیند سازماندهی و مطالعه مشاغل و محتوای آنها در قلمرو بحث تجزیه و تحلیل و طبقه بندی مشاغل می باشد.

اهداف کلی طبقه بندی مشاغل

  • سپردن کار به کاردان
  • پرداخت مزد عادلانه و مساوی برای کار مشابه و هم ارزش در شرایط کاری یکسان
  • ایجاد نظم و هماهنگی و سرعت عمل در اداره امور استخدامی کارکنان و کمک به مدیریت در حل مسائل پرسنلی
  • تعیین و رعایت شرایط احراز شغل ، مرتبط با وظایف و مسئولیت ها
  • یکنواخت نمودن مزد شغل کلیه شاغلین یک گروه شغلی درچهارچوب یک جدول مزد
  • پیشگیری از اعمال نظرهای شخصی احتمالی سرپرستان و مدیران در تعیین شرایط احراز شغل ها فارغ از ضرورت های شغلی
  • کاهش شکایات و نارضایتی ها و جلوگیری از تضعیف روحیه کارکنان از طریق رفع تبعیض بین آنان با تعیین مزد شغل یکسان برای مشاغل هم گروه ( مزد مساوی در برابر کارهم ارزش در شرایط کار مشابه)
  • رفع سوء تفاهمات بین کارکنان و سرپرستان از طریق مشخص نمودن خطوط اختیار و مسئولیت
  • کمک به واحدهای اداری سازمان ها و موسسات دربرآورد میزان و نوع نیازهای پرسنلی در آینده
  • بهبود روابط فی مابین کارکنان و مسئولین سازمان با مشخص شدن وظایف و حدود اختیارات و مسئولیت های طرفین
  • تسهیل کار برنامه ریزی و تنظیم بودجه پرسنلی
نگاهی هم به این مقاله بیندازید
همگن سازی شغل ها